تعدد آقا

چند شب پیش (به گمانم شب نوزدهم) داشتم سرلوحه های رضا امیرخانی را میخوندم. رسیدم به مقاله ای تحت عنوان تعدد آقا!!! گفتم بی مناسبت نیست قسمتی از آن را امشب (شب بیست و یکم) نقل کنم:

"سالِ هشتاد بود به گمانم؛ یا هشتاد و یک. آن‌زمان‌ها آقا کم‌تر به خواب مردم می‌آمد.... پریشب مهندس زنگ زده بود و می‌گفت: «رضا جان! خودِ آقا به خوابِ بچه‌ها آمده‌اند و سفارش کرده‌اند که گاری -همین سواریِ زیرِ پایت- را رد کنی به صادق؛ از دم قسط! » خندیدم. من هم جواب دادم: «اتفاقاً خودِ آقا دوباره به خوابِ بچه‌ها آمده‌اند و توضیح داده‌اند که آن شب، عصبانی بوده‌اند و نقدی باشد، احوط است!»..... "

"آقایی که برایش تابلو بزنی وسطِ خیابانِ ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  که «آقا خیلی مخلصیم» و بعد هم برایش نقشه راه بکشی و پاریس و لندن را قرمز کنی و مثلاً ورشو و پراگ را زرد، و توضیح بدهی که طبقِ احادیث، قرمزها دشمنی می‌کنند و زردها... حکماً شب‌ها هم به خواب مردمان می‌آید و از فلان کاندیدا حمایت می‌کند و بعدتر، یحتمل در انتخابِ وزرا هم نظر می‌دهد و از آن‌جایی که مجلس را تأیید کرده است، پس از طرحِ تثبیتِ قیمتِ بنزین هم دفاع می‌کند و... "

"شنیده بودم که راه‌های رسیدنِ به پروردگار به عددِ آدمیان است؛ اما امروز باید اضافه کرد که گویا به عددِ بعضی نیز امام زمان داریم! "

"مثلاً یک جنس که در جلساتِ خانم‌جلسه‌ای‌ها ظهور می‌کند و نوری می‌پاشد و فقط بعضی آن را می‌بینند و یکی از آنها که ده سالِ پیش، از این نورها می‌دیده است و حتّی از جلساتِ خانم جلسه‌ای‌های شهرستانیِ دور و بر تهران اخراج شده بود، امروز در صحنِ علنیِ مجلس است... "

"یک جنسِ دیگر از امامِ زمان‌ها هستند که کارِ سیاسی می‌کنند. ... یک جنسِ دیگر هست که فقط اهلِ ارتباطات‌ است و کمک می‌کند به بعضی از اقطاب که پیش‌گویی کنند و داوری کنند و مرید جمع کنند و.... "

"و دانش‌جویانِ پزشکی که در روزبه (بیمارستان روانی)، کارآموزی گذرانده باشند، خوب می‌دانند که در جامعه مذهبیِ ما، یک بخش از روزبه را متوهمانِ ارتباط با آقا اشغال کرده‌اند... "

داستان همین است ... به قول امیرخانی این روزها به عدد آدمیان امام زمان داریم. همین چند روز پیش بود. سوار تاکسی بودم و راننده برایم از داستان دیدارش با حضرت میگفت. و بسی جدی هم میگفت. آن گونه که مرا کافری مستوجب عقاب میدانست.

این که چرا این اتفاق برای جامعه ی ما افتاده موضوع صحبت من نیست. نوشتم تا با صراحت بگویم من به این اسلام قشری شده ی متحجر رسما کافرم. به اسلامی که در مجلس وعظش واعظ نه به عشق وعظ و نشر اسلام، که به عشق مال دنیا وعظ میکند بیدینم. به اسلامی که برای توجیه کمبود دینداران مدام از امام زمان مایه میگذارد بی اعتقادم. نشستن پای منبر مداح و روحانی که هر جا بالای منبر کم میآورد امام زمان را وسط میکشد و از او ابزاری میسازد تا جبران عدم اخلاص خودش را بکند رسما حرام میدانم. بازار مکاره ای شده است. دین را وسیله ی کسب درآمد کرده اند. شاید خلوت تر شدن منبر این دغل بازان به کمرنگتر شدنشان کمک کند.

پی نوشت:

در گیر و دار نوشتن این متن که بودم چند لینک جالب هم دیدم.

این زن از شوهر سومش!! طلاق گرفته و با امام زمان ازدواج کرده.

این مرد هم میگوید من خود امام زمانم.

این لینک هم امام زمانی در بین زنجیرزنان نشان میدهد!

این مرد هم که ادعای پیغمبری دارد!

راستش اعصابم به هم ریخت. دیگر ادامه ندادم!!

5 سال پیش